About

Mohammad Bagher Hakimelahi

Master

درباره استاد محمد باقر حکیم الهی

استاد مسلم و يگانه در هنر خاتم كاري در زمينه هاي : ساخت خاتم ، طراحي وگره كشي ، پياده سازي خاتم بر روي اجسام بزرگ و پيچيده چوبي؛ كه نمونه هاي آن بر روي : ميزپذیرایی ، صندلي ، لوستر 16 شاخه ، ميز آرايش ، تختخواب  دو نفره ، كمد قدي سه دره ، چراغ مطالعه و … موجود است.

در آثار استاد چند ویژگی استثنایی ازجمله :

 1- استفاده از مرغوب ترين مواد و اصيل ترين شیوه در ساخت خاتم

2- نظم و ظرافت خاص هم در ساخت خاتم وهم پياده كردن خاتم بر روي  چوب

3- منحصر به فرد بودن گره چینی ها  دراصول طراحی و پر نقشی و پیچیدگی

4- رعایت قرينه كاري هم در اجزای خاتم، هم درطرح گره و هم درخاتم پياده شده

5- تناسب وهماهنگی در تركيب رنگ هاي به كار رفته در خاتم ها و چینش نقش های خاتم  

  و …

به گونه اي شگفت انگيز وبی نظیر خودنمايي مي كند.

استاد مسلم و يگانه در هنر خاتم كاري در زمينه هاي : ساخت خاتم ، طراحي وگره كشي ، پياده سازي خاتم بر روي اجسام بزرگ و پيچيده چوبي؛ كه نمونه هاي آن بر روي : ميزپذیرایی ، صندلي ، لوستر 16 شاخه ، ميز آرايش ، تختخواب  دو نفره ، كمد قدي سه دره ، چراغ مطالعه و … موجود است.

در آثار استاد چند ویژگی استثنایی ازجمله :

 1- استفاده از مرغوب ترين مواد و اصيل ترين شیوه در ساخت خاتم

2- نظم و ظرافت خاص هم در ساخت خاتم وهم پياده كردن خاتم بر روي  چوب

3- منحصر به فرد بودن گره چینی ها  دراصول طراحی و پر نقشی و پیچیدگی

4- رعایت قرينه كاري هم در اجزای خاتم، هم درطرح گره و هم درخاتم پياده شده

5- تناسب وهماهنگی در تركيب رنگ هاي به كار رفته در خاتم ها و چینش نقش های خاتم  

  و …

به گونه اي شگفت انگيز وبی نظیر خودنمايي مي كند.

کتاب " عشق، رنج، سکوت "

بخشی از کتاب

همیشه موقع رفتن به مغازه عطر یاس به زیر گلو و
پیراهن خود می مالید. مسیر خانه تا مغازه کم نبود ( مغازه چهارراه سرچشمه و روبروی
گرمابه ی سرچشمه بود ). مثلاً تهرانپارس که بودیم با اتوبوس می رفت میدان فوزیه (
امام حسین) و بعد پیاده تا مغازه . مسیری که تابستان های دوره ی راهنمایی و
دبیرستان با او همراه می شدم وهربار اصرار داشت درجنب کوچه ی شهرستانی و نبش میدان
به من آب هویج بدهد و از آنجا تا مغازه که پیاده حدود نیم ساعت طول می کشید ؛ باید
به دوستان و کاسبان قدیمی که آن وقت صبح در محل کسب بودند سلام علیکی می کرد .

بعضی روزها ازسرکسالت و بیحوصلگی همراه بودم اما
او همیشه دست کم دوساعت زودتر از من از خواب پاشده بود ونمازش را و دو صفحه قرآنش
را خوانده بود و یکدست ورزش باستانی اش را کرده بود و دوشش را گرفته بود و من به
مشتمال پس ازآن می رسیدم که دوزانومی نشست ومن شروع به مشتمال ش می کردم .

وقتی
گرده ها یا بازوی پدر را با فشاربسیار مشتمال می دادم به من می گفت محکم تر
و من هر چه زور داشتم به کار می بردم و زیرزیرکی نگاه می کردم که بلکه پدر با هیکل
عضلانی اش کمی احساس درد و فشار کند یا ناله ای سر دهد یا برچهره اش چین و شکنی
بیفتد ؛ اما او رضایتمندانه هیچ دم نمی زد. برنامه ی ورزش باستانی در صبح روزهای
فرد هفته ، همیشگی و ثابت بود . و این برنامه طی دست کم چهل سال بدون وقفه ادامه
داشت. 

مراسم صبح گاهی پدر به شکل ثابت همین بود با این تفاوت که در روزهای زوج بجای ورزش باستانی ، تمام اعضای خانواده را به شیوه ای خاص از خواب صبحگاهی بیدار می کرد : فصل سرما برای همه با آبمیوه گیری دستی ، آب لیمو شیرین می گرفت وبه هر کدام مان یک لیوان می خوراند و بقیه ی  فصل ها مخلوط زرده ی همزده ی تخم مرغ با شکر و شیرداغ را بر سر بالین تک تک ما می آورد.

و آخر هم نفهمیدیم که پرسش همیشگی او که : زرده ی تخم مرغ بهتره یا سفیده ی اون ؟ از سر شوخی بود یا جدی ؟!  هر چند در زمانی که کفترها بودند و بعد قناری ها ، تخمشان را خام به حلقمان می ریخت !

صبحانه ها اکثراً قاتق نانش یا تخم مرغ نیمرو و خرما بود یا کره و سرکه شیره یا پنیر و گردو و یا ارده و شیره. تعداد لقمه های ش را از قبل ، تعیین و نان را به قطعات کوچک تقسیم می کرد.

سلام صبح گاهی ما با دیگر خانواده ها فرق داشت و به ما آموزش داده بود و اصرار داشت که بجای صبح به خیر بگوییم صبٌحکم الله بالخیر و السٌرور و العافیه. آن هم با صدای رسا. و این عادت برای فرزندان تا زمانی که هریک در منزل پدر بودیم جاری بود.  برهمین رویه هربارهنگام نوشیدن آب بجای اینکه مثلاً بگوییم سلام بر حسین و لعنت بر یزید ، باید می گفتیم سلام الله علی الحسین و اصحابه ،  لعنت الله علی القاتل الحسین و اعدائه.

مسئولیت خاص من قبل از دوره ی مشتمال پدر در صبح ها ، پاک کردن کلاه ماهوتی (شاپو) پدر با ماهوت پاک کن بود که هنگام رفتن به محل کار تا اواسط دهه ی 1350به سر می گذاشت.

پایان نامه دانشـگاه تهران

متن سربرگ خود را وارد کنید

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

منتخب اشعار استاد

advanced divider

ز هجر روی تو امشب سحر نمی آید

بر آن شدم که کنم جان فدای خاک رهت

چنان به کار خود و عیب خویش مشغولم

بگو به زاهد خودبین مکن نصیحت ما

فقیه شهر ببین عیب کارها ز کجاست

خورند خون خلایق چو اغنیا شب و روز

نظام کار جهان بر مدار صلح بود

شود زدانش و بینش درست کار جهان

حکیم گفت صبوری بود کلید نجات

دعای خسته دلان کارگر نمی آید

ولی به چشم تو این مختصر نمی آید

که یاد هیچ کسم در نظر نمی آید

که گفته های تو جز دردسر نمی آید

درخت موعظه گر بارور نمی آید

کسی سراغ دل رنجبر نمی آید

زدست مردم آشوبگر نمی آید

طریق کار ز هر بی هنر نمی آید

اگر که صبر نباشد ظفر نمی آید